منم و بوم سرد
شب احیای علی
شب قدر
همهمه دلکش ستاره ها
آرامش کبوترا
زمزمه مبهم آب
رقص برگ در پس باد
دل و دین در پس رو
لغزش اشک به لب
تب و تاب توبه ها
شاخه ها دست به ماه
مناجات زمین
گریه فرشته ها
از پس پرده اشک
خیره در کور سوی خانه ها
قرآن به سر می گیرم ومی گویم بک یا الله
قد تو سرو بلند
پس آن گیس کمند
پیش آن جبین بلند
چشم تو ماه و
لب تو داغ و
چانه ات چال و
دل و احوال و
غم دیدار و
عشق وصال و
حجب و حیا و
تو و آن بوم و
شب احیاء و
جواب ستاره ها و
همه و همه به تو می اندیشیم
در پس باد روی خاک
زیر خاک
به تو می اندیشیم
تک و تنها همه گاه به تو می اندیشم
ای همه جان به فدای تو به تو می اندیشم
به آفرید
نوشته شده در جمعه پنجم مهر 1387ساعت 10:43 توسط نیلوفر و به آفرید
|


