کل سال جونم کارا بهتر میشه*
اولین بارون پاییزی.همیشه بارون رو دوست داشتم قطراتش رو بوی نمی که از خاک پا میشه حس زندگی رو تو رگهام زنده میکنه نفس بیشتر میخوام برای بو کشیدن عطر خوب خاک ..فصل پاییزم فقط به خاطر بارون و هوای دل انگیزش خیلی دوست دارم برگریزون.وایییییییییییییییییییییی الان که دارم این چیزارو مینویسم دلم غنج میره برای این نعمت و فصل پر برکت خدا.الان داره بارون میاد بوی نم خاک دلم می خواد فریاد بکشم خدایااااااااااااااااااااااااااااا شکرت خدایا دوستت دارم!!! بارون مهربونم رو یادم میاره و اون روز بارونی که باهم قدم میزدیم...امشب اولین کسی بودم تو خونه که عطر بارون رو حس کرد و خودمو زودی پشت پنجره کشوندم حتی به همه ی دوستام تبریک گفتم امشب خیلی خوشحال شدم برای این نعمت خدا...
باران باز باران
قطرات شبنم گونش رو با دل و جان لمس میکنم
و بدون چتر به خیابان میزنم
خیس میشوم
غرق لذت میشوم
جیغ میکشم
بو میکشم
اکسیژن های نمناک باران را
سرم را رو به آسمان میبرم
چشمانم را میبندم
تا شسته شوم
خوب شوم
مهربان شوم
و یادت را زنده می کنم
یادت را ستایش میکنم
پرستش میکنم
خدای مهربانم...
*آهنگ زیبای زنده یاد ویگن
پ.ن:این متن و شعر کاملا فی البداهه بود نمیدونم چقدر خوب بود ولی فقط حسم رو نوشتم .همین...
نیلوفر
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت 23:20 توسط نیلوفر و به آفرید
|

