|
روزی که مرا بر گل رویت نظــــــر افتاد تا چشم من افتاد به گلبرگ جمالت می خواستم از چشم تو محفوظ بمانم گفتم نشـــــود راز دلـــــم فـاش ولیکن هر کس که شراب از خم چشمان تو نوشید گـــنجینه اســـــرار ازل بود دل مـــن خسرو به هوای لب شیرین تو بر خاست |
نوشته شده در چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 19:43 توسط نیلوفر و به آفرید
|


